پس از واکنش توهینآمیز مسعود پزشکیان به انتقاد یک فعال اقتصادی با جمله «بشین سر جات»، رضا شایسته سردبیر پایگاه خبری نفت ساران در یادداشتی انتقادی، این برخورد را نمادی از فرار دولت از پاسخگویی دانست و تأکید کرد مسئله امروز کشور نه صدای منتقدان، بلکه عملکرد دولت و وعدههایی است که سرنوشت اقتصاد، معیشت و اعتماد عمومی را به این نقطه رسانده است.

سخنان سخیف و تحقیرآمیز مسعود پزشکیان رئیسجمهور در چهارشنبه ۱۰ دیماه، در جریان هفدهمین سفر استانی و در نشست با سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی استان چهارمحال و بختیاری، صرفاً یک لغزش زبانی یا واکنش احساسی نبود؛ بلکه پردهبرداری آشکار از نوع نگاه دولت به نقد، مطالبهگری و حق پرسشگری شهروندان بود.
در جایگاهی که بر اساس قانون اساسی، رئیسجمهور موظف به شنیدن صدای مردم و پاسخگویی شفاف است، انتخاب ادبیات آمرانه برای قطع سخن منتقد، بهمعنای نقض روح مسئولیتپذیری و تضعیف شأن نهادی ریاستجمهوری است. این رخداد نشان داد مشکل اصلی اقتصاد کشور کمبود سرمایهگذار یا منتقد نیست، بلکه فقدان تحمل نقد و گریز ساختاری از پاسخگویی در بالاترین سطح اجرایی دولت است.
جمله کوتاه بود که رئیس جمهور خطاب به منتقد خود بیان کرد، اما بار سنگینی داشت؛
«…بشین سر جات…»
این نه یک پاسخ سیاسی، نه یک واکنش مدیریتی و نه حتی یک خطای لفظی ساده بود؛ بلکه نشانهای آشکار از نوع مواجهه قدرت با نقد، اعتراض و واقعیتهای انباشتهشدهای است که دیگر با شعار و توجیه قابل پنهانکردن نیست.
وقتی یک فعال اقتصادی از وضعیت نابسامان معیشت، تولید، بازار و آینده سخن میگوید، انتظار پاسخ کارشناسی میرود؛ نه قطع سخن با لحنی سخیف. اما پرسش اصلی اینجاست: واقعاً چه کسی باید سر جایش بنشیند؟
۱. وعدههایی برای رأی، نه برای اجرا
مسعود پزشکیان خود صراحتاً در همین جلسه اعتراف کرده است که بخشی از وعدهها برای جلب رأی داده شدهاند. این اعتراف، نه شجاعت سیاسی، بلکه سندی است بر فروپاشی اعتماد عمومی. وعدههایی که قرار بود گره بگشایند، امروز به فهرستی از مطالبات معوق بدل شدهاند؛ مطالباتی که هیچ افق روشنی برای تحققشان دیده نمیشود.
۲. فعالان اقتصادی؛ قربانیان بیپناه سیاستزدگی
فعال اقتصادی امروز نه حامی دارد، نه امنیت، نه پیشبینیپذیری. تورم، مالیاتهای بیمنطق، نوسان ارز، رکود و تصمیمات خلقالساعه، رمق تولید را گرفته است. در چنین شرایطی، بهجای شنیدن صدای اعتراض، صورت مسئله پاک میشود. گویی مشکل از منتقد است، نه از سیاستهایی که اقتصاد را به این نقطه رساندهاند.
۳. معیشت کارگران صنعت نفت؛ تداوم رنج و تکرار وعده
کارگران صنعت نفت همچنان زیر بار پیمانکارانی له میشوند که حذفشان سالهاست به وعدهای تکراری بدل شده است. دستمزدهای ناعادلانه، امنیت شغلی شکننده و تبعیض ساختاری، نتیجه سیاستی است که ارادهای برای اصلاح آن دیده نمیشود. اگر کسی باید پاسخگو باشد، کارگری نیست که اعتراض میکند؛ بلکه مدیری است که سالهاست برای حفظ دوران تصدی چندماه خود بر منصبی فقط شاهد تحقیر و تضیع زحمات و خدمات زیر مجموعه خود می باشد.
۴. دلار، طلا و سقوط اعتماد
افزایش افسارگسیخته قیمت دلار و طلا، فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ نمود بیاعتمادی عمیق مردم به آینده است. بازاری که به سیاست باور ندارد، به ارز پناه میبرد. این واقعیت را نمیتوان با تذکر لفظی یا قطع سخن منتقد پنهان کرد.
۵. اعتراضات انباشته؛ از کارگر تا دانشجو
سالهاست اعتراض و خود کشی کارگران، بازنشستگان، پزشکان، وکلا و اقشار مختلف یا نادیده گرفته شده یا معلق مانده است. تا اینکه نوبت به بازاریان، دانشجویان و اعتراضات اخیر رسید. اینها ناگهانی نیستند؛ نتیجه بیپاسخی مزمناند. دولتی که گوش شنوا ندارد، ناچار صدای بلند میشنود.
وقتی آقای پزشکیان غیر مستقیم از منتقد اقتصادی می خواهد در برابر مشکلات سکوت اختیار کنید( تحلیل این یک واکنش در جای خود محفوظ است )به وی می گوید : «اگر قراره شما بلند شوید و آن یکی هم بلند شود ،دیگر نمی شود»، گویی فراموش کرده است که این ملت، و نگارنده این سطور، به اندازه عمر انقلاب اسلامی نشستهاند؛ نشستهاند تا سخن مسئولان را بشنوند، وعدهها را تحمل کنند و هزینه تصمیمهای نادرست را بپردازند.
سالها نشستن، اما نه از سر رضایت؛ بلکه از سر صبر و امید به اصلاح. با این حال، حتی در اوج نقد و اعتراض نیز، هیچگاه به رئیسجمهور گفته نشد «بشین سر جات»، چرا که این ادبیات نه شایسته جایگاه ریاستجمهوری است و نه درمانگر بحرانهایی که حاصل همین بیاعتنایی به صدای منتقدان است.
نشستنِ مسئولانه، نه به معنای سکوت منتقدان، بلکه به معنای پاسخگویی، پذیرش خطا و اصلاح مسیر است؛ امری که جامعه بیش از هر زمان دیگری چشمانتظار آن است.
آقای رئیس جمهور کدرترین واقعیت این است:
اگر قرار است کسی «سر جایش بنشیند»،
باید جنابعالی و مجموعه دولت، از صدر تا ذیل، و همچنین حامیان مجلسی و رسانهای بنشینند که سالها با توجیه، سکوت یا تطهیر، در شکلگیری وضع موجود سهیم بودهاند.

Warning: Use of undefined constant getILikeThis - assumed 'getILikeThis' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/naftsara/public_html/1111/wp-content/themes/bayan/single-1.php on line 73