رضا شایسته سردبیر پایگاه خبری نفت ساران و هفتهنامه صبح گچساران در سرمقالهای نوشت: در استانی(کهگیلویه و بویراحمد) که نرخ خودکشی آن دو برابر میانگین کشور است، در شهری که کارگرانش برای ابتداییترین حق شغلی خود مقابل فرمانداری تجمع میکنند، و در روزهایی که رئیسجمهور با وعده «وفاق» به میدان میآید، یک پرسش هولناک بیپاسخ مانده است: وقتی معیشت فرو بریزد، امنیت شغلی نابود شود و امید به فردا مصادره گردد، خودکشی هنوز یک «بحران فردی» است یا نتیجه مستقیم «تصمیمهای مدیریتی»؟

صبح سیزدهم آبان ۱۴۰۴، رئیسجمهور با هیئتی بلندپایه وارد کهگیلویه و بویراحمد شد؛ سفری با عنوان «وفاق»، با وعده بررسی میدانی، نشست عدالت آموزشی و دیدار با نخبگان. اما تنها چند روز پیش از آن، عصر دوم آبانماه، خیابان مقابل فرمانداری گچساران صحنهای دیگر از «واقعیت بیوفاق» بود: تجمع کارگران شرکتی نفت و گاز گچساران، همراه با خانوادهها، با یک مطالبه روشن و بیپروایانه؛ حذف پیمانکار و تبدیل وضعیت.
فرماندار گفت «مطالبات حق شماست؛ پیگیری میکنم»، و توصیه کرد بهجای تجمع، از مسیر نمایندگان صنفی اقدام شود. این گزاره آشناست؛ سالهاست شنیده میشود. اما در این میان، یک پرسش همچنان بیپاسخ مانده است: وقتی پیگیریها به بنبست میرسد، وقتی قدرت خرید هر روز آب میرود، وقتی آینده شغلی در تعلیق مطلق است، “آرامش” دقیقا از کجا باید تأمین شود؟
خودکشی؛ فقط یک موضوع روانپزشکی نیست
آمارهای رسمی حوزه بهداشت استان تکاندهنده است: نرخ خودکشی در کهگیلویه و بویراحمد حدود دو برابر میانگین کشوری است. بیش از ۷۰ درصد قربانیان در بازه سنی ۱۵ تا ۳۹ سال قرار دارند؛ یعنی قلب نیروی مولد جامعه. زنان بیشتر اقدام میکنند، مردان بیشتر جان میبازند. دانشآموزان، دانشجویان، بیکاران، خانهداران و مجردها در صدر آسیباند. تنها ۲۵ درصد موارد به اختلالات روانی شدید مرتبط است و ۷۵ درصد مستقیماً زیر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی خرد میشوند.
با این حال، هنوز هم سادهسازی میکنیم؛ هنوز هم خودکشی را فقط به افسردگی، اختلال، یا بحرانهای فردی تقلیل میدهیم. در حالی که حقیقت عریانتر از این است: خودکشی امروز، محصول مستقیم سیاستگذاریهای معیوب، بیارادگی مدیریتی و بیتفاوتی ساختاری است.
مدیران؛ «عامل پنهان» در گزارشها
در گزارشهای علوم پزشکی، روشها فهرست میشوند؛ آمارها درصدبندی میشوند؛ همایشها برگزار میشوند. اما یک «عامل» هرگز رسماً نام برده نمیشود:
مدیریت ناتوان در حل بحران معیشت.
وقتی جوان تحصیلکردهای سالها در صف استخدام میماند،
وقتی کارگر شرکتی با حداقل دستمزد و حداکثر ناامنی شغلی زندگی میکند،
وقتی پیمانکاران به واسطه تبدیل میشوند و دولت نقش کارفرمای واقعی را پنهان میکند،
وقتی تورم از مزد سبقت میگیرد،
و وقتی اعتراض صنفی با وعدههای تکراری خنثی میشود؛
آنگاه تصمیم یک مدیر، امضای یک بخشنامه و سکوت یک وزارتخانه، میتواند به اندازه هر ابزار مرگآفرین، کشنده باشد.
بله؛ امروز باید با صدای بلند گفت:
بیارادگی مدیران در حل بحرانهای معیشتی، خود به یکی از «علتهای خودکشی» تبدیل شده است علتی که در هیچ جدول آماری ثبت نمیشود.
سفر رئیسجمهور به استان، اگر قرار است فقط به نشستهای تشریفاتی، گزارشهای اداری و بازدیدهای گلچینشده محدود شود، نهتنها باری از دوش مردم برنمیدارد، بلکه شکاف میان «واقعیت خیابان» و «روایت دولت» را عمیقتر میکند. تجمع کارگران نفت و گاز گچساران، ترجمان عریان همین شکاف است.
عدالت آموزشی بدون عدالت شغلی،
سلامت روان بدون امنیت اقتصادی،
و وفاق ملی بدون وفاق در سفره مردم،
همگی به شعار بدل میشوند؛ نه راهحل.
هشدار بیتعارف
تا زمانی که:
- حذف پیمانکار فقط در حد وعده بماند،
- امنیت شغلی به مطالبهای پرهزینه تبدیل شود،
- اعتراض مسالمتآمیز با توصیه به «عدم تجمع» پاسخ بگیرد،
- و بحران معیشت به حاشیه جلسات منتقل شود،
باید با شجاعت گفت:
مدیران از کشوری تا محلی، در قبال هر مرگی که ریشه در فقر، بیکاری، بیعدالتی و بیافقی دارد، مسئولیت مستقیم دارند، حتی اگر نامشان در هیچ گزارش پزشکی نیاید.
این سرمقاله، نه برای سیاهنمایی، بلکه برای شکستن یک تابوی خطرناک نوشته میشود:
خودکشی فقط یک تراژدی فردی نیست؛ یک شکست عریان مدیریتی است.
و اگر این شکست دیده نشود، آمارها هر سال بالاتر میروند، همایشها بیشتر میشوند، وعدهها تکرار میشوند؛ اما زندگیها بیصداکم میشوند.

Warning: Use of undefined constant getILikeThis - assumed 'getILikeThis' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/naftsara/public_html/1111/wp-content/themes/bayan/single-1.php on line 73