تصور کنید مسئولی را که شماره تلفنش در گوشی همه ذخیره است، صبحش را پیش از رسیدن به اتاقش، در راهروها و میان ارباب رجوعان سپری میکند و غروب، تازه برای رسیدگی به کارهای خود مینشیند. این تصویر، توصیف یک روز واقعی از زندگی اداری مسعود گشتاسبی در قلب شرکت نفت گچساران است.

کمتر پیش میآید در هیاهوی سازمانهای بزرگ، مسئولی را بتوان سراغ گرفت که دفتر کارش، نه در اتاقی پشت میز، که در راهروهای مدیریت و میان مردمان جستوجوگر تعریف شده باشد. مسعود گشتاسبی، رئیس روابط عمومی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز گچساران، نمونهای از همین مدیران کمنظیر است که تعریف خدمت را از پستوی اتاقهای دربسته بیرون کشیده و به متن ارتباط با مردم برده است.
روایت روزانهٔ او از صبحگاهی متفاوت آغاز میشود. پیش از آنکه عقربههای ساعت، آغاز رسمی وقت اداری را اعلام کند و پیش از آنکه قدم به دفتر شخصیاش بگذارد، گشتاسبی را میتوان سرپا در راهروی مدیریت یافت، در حالی که بیهیچ واسطه و دیواری، پاسخگوی ارباب رجوعان است. در همان دقایق آغازین روز، او در کنار مدیریت ارشد سازمان حاضر است و بخشی از امور محوله را درست از دل دفتر مدیرعامل پی میگیرد؛ ترکیبی از تعامل مستقیم و حل مسئله در کوتاهترین مسیر ممکن. این شیوهای است که در آن، «پاسخگویی» به شعاری تشریفاتی تقلیل نمییابد، بلکه خودِ سازوکار مدیریت میشود.
نکتهٔ شگفتانگیز ماجرا اما در انتهای روز کاری رخ مینماید. هنگامی که بسیاری از همکاران رهسپار خانه میشوند، تازه گشتاسبی به دفتر کار خود بازمیگردد تا امور مربوط به واحد روابط عمومی را سامان دهد؛ هماهنگی جلسات، مدیریت کارکنان، تولید محتوای خبری شرکت، پاسخگویی به مکاتبات و تعامل با دستگاههای درون و برونسازمانی. گویی روز او دو نیمه دارد: نیمهٔ نخست در میدان پاسخگویی به مردم سپری میشود و نیمهٔ دوم در قامت یک مدیر اجرایی دقیق برای پیشبرد روابط عمومی سازمانی که صدا و چهرهاش را به او سپرده است.
در این میان، آنچه بیش از همه شخصیت گشتاسبی را برجسته میکند، مواجههاش با طیف گسترده و گاه دشوار ارباب رجوعان است. کسانی با لحنها، ادبیات و حتی رفتارهای غیراخلاقی که پس از یک روز سخت کاری از راه میرسند و آستانهٔ صبری فراتر از معمول میطلبند. او اما با همان خلق مهربان و دلسوز، تکتک این دیدارها را به فرصتی برای شنیدن بدل میکند. اگر همصحبتش شوی، تا آخرین کلمه گوش میسپارد و با تمام توان برای گرهگشایی پا پیش میگذارد؛ خصلتی که از او چهرهای مردمی و دوستداشتنی ساخته است.
اعتماد پیرامون او تنها به دیدارهای حضوری محدود نیست. شمارهٔ تماس گشتاسبی را گویی همه ذخیره دارند؛ تلفنی که در دسترس میماند و او پاسخگوی تمام مکالمات مراجعهکنندگان است، بیآنکه میان ساعات اداری و غیراداری مرزی بگذارد. این روحیهٔ همکاری کامل و بیتکلف، سرمایهای اجتماعی برای سازمانی است که در قلب مناطق نفتخیز، پیوندش با جامعهٔ پیرامونی را نه از طریق بیانیههای رسمی، که با چنین پلهای انسانی زنده نگه میدارد.
تازهترین فصل مأموریت او نیز گواهی بر اعتماد سازمان به توان و شخصیت اوست. چندی است که در کنار ریاست روابط عمومی، مسئولیت سرپرست مرکز اسناد و موزههای صنعت نفت نیز به دیگر وظایفش افزوده شده است؛ حوزهای که پیوند میان میراث صنعت نفت، تاریخ و هویت منطقه را میطلبد و حضور گشتاسبی در آن، نوید نگاهی مردمیتر به روایتگری این میراث را میدهد.
شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: مسعود گشتاسبی از آن مدیرانی است که نه در پی صندلی، که در اندیشهٔ خدمت دوام آورده است؛ مدیری که در راهروها میماند تا مردم به دیوارهای سرد سازمان نخورند و صدایشان در میان مکاتبات گم نشود. حضوری از جنس مهربانی، دلسوزی و همکاری کامل که سرمشق مدیریت ارتباطمحور در روزگار کمحوصلگی سازمانهاست./رضا شایسته


Warning: Use of undefined constant getILikeThis - assumed 'getILikeThis' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/naftsara/public_html/1111/wp-content/themes/bayan/single-1.php on line 73