به قلم رضاشايسته:سرمقاله | خبرنگار؛ صدایی که شنیده و جدي گرفته نمیشود تا روزي كه...

بارها گفته شده است که رسانهها «چشم و گوش جامعه» هستند. خبرنگار، نه صرفاً یک فرد، بلکه تجسم یک ملت است که دردهای مردم را به گوش مسئولان میرساند. اما وقتی اندک مدیران و مسئولان کشوری،استانی،شهرستانی و حتی روستایی بهجای دیدن یک ملت، به خبرنگار تنها به چشم و ابزار فردی نگاه میکنند، در حقیقت، گامی برای صیانت از رضایتمندی بر نمی دارند و نان بیتوجهی از بار سنگین مسئولیت پذیرفته شده را میخورند و موجبات بیاعتمادی و ضربه به رضایتمندی عمومی را فراهم میآورند.
مشکل شخصی یک خبرنگار، انعکاس مشکل عمومی یک ملت است
اگر یک خبرنگار از معیشت، فساد اداری یا بیعدالتی مینویسد، این فقط درد یا مشکل اداری،اجتماعی،فرهنگی،علمی،هنری،سیاسی و… فردی او نیست؛ بلکه پژواکی است از مشکلات عمیق اجتماعی که مردم هر روز با آن دست به گریباناند. نادیده گرفتن این صدا، به معنای نادیده گرفتن جامعهای است که خبرنگار نمایندگی میکند.
هربرت مارکوزه، فیلسوف اجتماعی، میگوید: «وقتی نهادها گوش شنوا ندارند، جامعه به سوی انفعال یا شورش کشانده میشود.» این جمله دقیقاً مصداق وضع امروز ماست؛ خبرنگار مطالبات مردم را منتقل میکند، اما مدیران با نادیده گرفتن این هشدارها، رضایت اجتماعی را به سمت بیاعتمادی سوق میدهند.
در جامعهشناسی سیاسی بارها تأکید شده است که «مشروعیت حکومتها بر رضایت مردمی استوار است». رضایتمندی حاصل نمیشود مگر آنکه شکایتها و مشکلاتی که از زبان خبرنگاران بازتاب مییابد، جدی گرفته شود. وقتی مدیران در برابر این پیامها بیتفاوت باشند، به تعبیر ماکس وبر یا ماکسیمیلیان کارل امیل وبر آلمانی جامعه شناس ،تاریخدان،حقوقدان، و استاد اقتصاد سیاسی آلمانی بود که به عنوان یکی از اثرگذارترین نظریهپردازان توسعه مدرن جهان غرب شناخته میشود و ایدههایش بهطور عمیق بر نظریه اجتماعی و پژو هش اجتماعی تأثیر گذاشت «قدرت مشروع جای خود را به سلطه بیاعتبار میدهد».
از منظر سواد رسانهای، خبرنگار تنها یک واسطه خبری نیست؛ او حلقه پیوندی است میان مردم و حاکمیت. بیاعتنایی به خبرنگار یعنی بیاعتنایی به صدا و مطالبه مردمی. این همان جایی است که بهقول هابرماس، «فضای عمومی از گفتوگو تهی میشود و نظام در مدار بسته خود گرفتار میآید».
امروز در استان کهگیلویه و بویراحمد، خبرنگارانی هستند که با مشکلات شدید معیشتی دست و پنجه نرم میکنند. اما نه تنها حمایتی از آنان صورت نمیگیرد، بلکه گاه به چشم ابزار مصرفشدنی و دورریز به آنها نگاه میشود. در چنین وضعی حتی تحصن یا مرگ یک خبرنگار هم برای مدیران اهمیتی ندارد. این بیاعتنایی، ریشه بسیاری از نارضایتیها و شکافهای اجتماعی است.
واقعیت این است که مدیران و مسئولانی که از تریبون رسانه فقط تعریف و تمجید میخواهند، اما از شنیدن مشکلات واقعی مردم روی برمیگردانند، خود به بزرگترین مانع توسعه سیاسی و اجتماعی تبدیل میشوند. همانها که با سکوت یا بیعملیشان، سرمایه اجتماعی نظام را فرسودهاند.
امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز است مدیران درک کنند: خبرنگار فردی تنها نیست، او نماینده یک ملت است. بیاعتنایی به او، بیاعتنایی به مردم است.همانطور که ژان ژاک روسو فیلسوف، نویسنده و آهنگساز اهل جمهوری ژنو بود که در سدهٔ هجدهم و اوج دورهٔ روشنگری اروپا میزیست ،هشدار داده بود: «هیچ چیز خطرناکتر از آن نیست که حاکمان به جای شنیدن صدای ملت، به توجیه سکوت خود عادت کنند.»


Warning: Use of undefined constant getILikeThis - assumed 'getILikeThis' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/naftsara/public_html/1111/wp-content/themes/bayan/single-1.php on line 73