• تاریخ انتشار خبر: شنبه, 27 ژوئن , 2026 | 09:35 | کد خبر : 64845 |
  •   

    به قلم رضا شایسته

    نفت ساران؛

    در سپهر مدیریت راهبردی، تمایز میان یک مدیر و مدیر دیگر را نه در انبوهی تجهیزات تحت فرمانش، که در «پارادایم» حاکم بر ذهن و عملش باید جست. این حقیقت، در هیچ عرصه‌ای به اندازه حراست صنعت نفت و گاز گچساران که امنیت آن با امنیت اقتصادی ایران گره خورده آشکار نیست. بررسی تطبیقی ادوار مختلف مدیریت حراست در این منطقه راهبردی، به‌ویژه در قیاس با دوره درخشان ملک‌حسین شیخ‌ممو، نه یک مقایسه شخص‌محور، که کالبدشکافی دو مکتب متفاوت از «امنیت» است؛ مکاتبی که یکی به نگهبانی بسنده می‌کند و دیگری به معماری امنیت ملی می‌اندیشد. پرسش اصلی این‌جاست: کدام الگوی مدیریت حراست، شایسته پاسداری از شریان حیاتی کشور است؟

    ۱. از حفاظت از اشیاء تا صیانت از زیست‌بوم ملی

    در الگوی سنتی و متداول، نگاه مدیر حراست به تأسیسات خیره می‌مانَد: لوله‌ها، شیرآلات، مخازن و دوربین‌ها. مأموریت تعریف‌شده، ممانعت از سرقت فیزیکی و تعرض به تجهیزات است. این نگاه، اگرچه ضروری، اما به‌شدت تقلیل‌گراست. چرخش پارادایمی که در دوره شیخ‌ممو رقم خورد، بازتعریف «سرمایه ملی» از اشیاء به «زیست‌بوم اجتماعی اقتصادی» بود. او دریافت که امنیت پایدار، تنها در سایه مشروعیت اجتماعی محقق می‌شود. آنجا که مدیران پیشین یا هم‌عرض، همسایگان تأسیسات را تهدید بالقوه می‌پنداشتند و به سیم خاردار و اخطار بسنده می‌کردند، او «اعتماد» را به لایه‌ای از حفاظ بدل کرد. تبدیل ساکنان حریم خطوط لوله از «تهدید بالقوه» به «دیده‌بانان افتخاری»، نه یک تاکتیک روابط عمومی، که یک راهبرد ملی برای کاستن از هزینه‌های امنیتی و افزایش ضریب نفوذ اطلاعاتی بود. غیاب این نگاه در بسیاری از ادوار، شکافی میان صنعت و مردم آفرید که خود بستر تهدیدات بعدی شد.

    ۲. تکنولوژی در خدمت میدان، نه در ویترین سازمان

    مقایسه نحوه مواجهه با فناوری‌های نوین، دومین شاخص تمایز است. در اغلب دوره‌ها، تجهیزات مدرن پایش تصویری، سنسورهای خطوط لوله و سامانه‌های کنترل هوشمند خریداری می‌شوند، اما سرنوشتشان چه می‌شود؟ در تجربه تلخ برخی ادوار، این ابزارها به جزیره‌هایی منفک از میدان تبدیل می‌شوند؛ گزارش‌های مرکز کنترل، بی‌آنکه به درک عملیاتی تبدیل شوند، در بایگانی‌ها خاک می‌خورند. هنر متمایز مدیریت شیخ‌ممو در «تلفیق» بود. او سامانه‌های هوشمند را به چشم و گوش افسر میدان بدل کرد، نه جایگزین او. نتیجه آن شد که سرعت واکنش به هشدارها، نه صرفاً وابسته به چابکی فناوری، که متکی به آمادگی نیروی انسانی باانگیزه و حاضر در صحنه باشد. این در حالی است که در ادوار متکی بر دیوان‌سالاری کند، واکنش‌ها به تأخیر می‌افتاد و فرصت‌های طلایی برای خنثی‌سازی تهدید از دست می‌رفت. تفاوت، تفاوت میان «داشتن» تکنولوژی و «به‌کار بستن» هوشمندانه آن است.

    ۳. اخلاق حرفه‌ای؛ قدرت نامرئی پاسداری از منافع ملی

    شاید ملموس‌ترین تفاوت برای بدنه کارشناسی، فضای سازمانی حاکم بر حراست باشد. در خاطرات جمعی، برخی ادوار با «رعب و انفعال» تعریف می‌شوند؛ نیروها از ترس مؤاخذه، ابتکار عمل را دفن می‌کنند و صرفاً به اجرای دستورالعمل‌های خشک بسنده می‌نمایند. چنین سیستمی، در نبود سرپرست دچار توقف محض می‌شود. در مقابل، الگوی رهبری شیخ‌ممو بر پایه تمهید «امنیت روانی» و پرورش «مسئول متعهد» به جای «مأمور محافظه‌کار» استوار بود. نیرویی که به مأموریتش ایمان دارد و از تعلق سازمانی سرشار است، در لحظات بحرانی خودجوش عمل می‌کند. این «قدرت نرم» سازمانی، دستاوردی نیست که با بخشنامه ایجاد شود؛ محصول رهبری‌ای است که خطا را از قصور تفکیک می‌کند، شایستگی را می‌بیند و دوشادوش نیرویش می‌ایستد. غفلت از این سرمایه ناملموس در بسیاری از دوره‌ها، حراست را به پوسته‌ای توخالی بدل کرده بود.

    ۴. اقتدار بدون تنش؛ هنر پیوند زدن امنیت و اجتماع

    مواجهه با جامعه محلی، چهارمین عرصه تمایز است. ادوار مختلف، غالباً در دو سر طیف ناکارآمد گرفتار بوده‌اند: یا «انفعال» پیشه کرده‌اند که به جسارت متعرضان می‌انجامید، یا با «برخوردهای قهری»، شکاف‌ها را عمیق‌تر کرده و چهره صنعت را مخدوش ساخته‌اند. وجه ممیزه مدیریت شیخ‌ممو، ابداع الگوی «اقتدار مقتدرانه و خیرخواهانه» بود. از یک‌سو، مرزها و خطوط قرمز را با صلابتی مثال‌زدنی حفظ کرد و اجازه نداد حریم تأسیسات ملی به محل تاخت‌وتاز بدل شود. از سوی دیگر، با پیگیری مسئولیت‌های اجتماعی واقعی، چهره حراست را از «نیروی مانع» به «شریک اجتماعی» تغییر داد. او اثبات کرد که می‌توان هم سد نفوذ بود و هم پل ارتباط. این ظرافت که حراست می‌تواند هم‌زمان مقتدر و مردم‌دار باشد، در کارنامه معدودی از مدیران دیده می‌شود و فقدان آن، هزینه‌های تحمیلی بر منافع ملی را در ادوار پیشین توضیح می‌دهد.

    فراتر از افراد، انتخاب یک الگو برای ایران

    اگر هدف مقایسه، صرفاً شمارش مأموریت‌های تعریف شده باشد، شاید اختلاف‌ها کمی به نظر برسد. اما اگر مقیاس، «تغییر پارادایم امنیت» باشد، آنچه در دوره شیخ‌ممو رخ داد، نه صرفاً یک دوره موفق در میان سایر دوره‌ها، که یک «دگردیسی الهام‌بخش» در چیستی و چرایی حراست بود. این دگردیسی، معیارهای ارزیابی را برای جانشینان یک سطح بالاتر بُرد و چشم‌اندازی نوین پیش روی حراست صنعت نفت ایران گشود.

    پیام این مقایسه برای سیاست‌گذاران ملی روشن است: مدیریت حراست صنایع راهبردی، منصبی نیست که با هر معیار متعارفی بتوان آن را جایگزین کرد. این جایگاه، شایسته کسانی است که «امنیت» را نه در دوربین و گشت، که در قلب مردم و ذهن نیروهایشان جست‌وجو می‌کنند. گچساران امن امروز، مدیون نگاهی است که حراست را از یک «وظیفه سازمانی» به «رسالت ملی» ارتقا داد. بر ماست که این الگو را قدر نهیم، تکثیر کنیم و از آن، معیاری برای گزینش مدیران فردای حراست کشور بسازیم. که امنیت، نه با ابزار که با اندیشه معمارانش تداوم می‌یابد.


    Warning: Use of undefined constant getILikeThis - assumed 'getILikeThis' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/naftsara/public_html/1111/wp-content/themes/bayan/single-1.php on line 73
    برچسب ها:


    دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط نفت ساران در وب سایت منتشر خواهد شد

    پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

    پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد

    نظرات

    وارد کردن آدرس ایمیل اختیاری می باشد

    وارد کردن آدرس وبسایت اختیاری می باشد

    امروز سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
    • تازه ترین خبرهای ورزشی نفت ساران